اصطلاحات ضروری با مثال های کاربردی 2

بدون ديدگاه

اصطلاحات ضروری انگلیسی با مثال های کاربردی 2 :

1. All over = پایان چیزی

🔵Unfortunately, their relationship is all over.

متاسفانه, رابطه ها رو به پایان است.

2. Not all there = آدم حواس پرت، دیوانه

🔵He spoke strangely. He did not seem to be quite all there.

او به طرز عجیبی صحبت کرد. به نظر نمی رسد حواس اش سر جایش باشد.

3. To get on the ball = اصلاح کردن

🔵Tom has been too lazy. He needs to get on the ball.

تام خیلی تنبل بوده است. او باید خودش را اصلاح کند.

4. To Bet One’s Bottom Dollar =

وقتی از اتفاقی مطمئنی و شرط میبینی

🔵I’d bet my bottom dollar that the Bulls will win.

من با اطمینان شرط می بندم که گاوها برنده خواهد شد.

5. To be blue = غمگین و افسرده بودن

🔵Since Jane stopped dating Bob she’s been very blue.

از وقتی که جین ملاقات با باب را متوقف کرد، او بسیار غمگین است.

نوشتن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.